سبک ها و جنبش های مشهور هنری جهان

سبک ها و جنبش های مشهور هنری جهان

اکسپرسیونیسم انتزاعی 

اکسپرسیونیسم

پس از یک جنگ جهانی وحشتناک، چگونه می توانیم به زندگی و هنر ادامه دهیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است؟ این همان چیزی است که بسیاری از هنرمندان پس از جنگ جهانی دوم به آن فکر می کردند. در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، یک جنبش هنری جدید در نیویورک آغاز شد. هنرمندان شروع به بیان عواطف و احساسات از طریق نقاشی انتزاعی، خود به خود و استفاده جسورانه از رنگ کردند. آن‌ها احساس می‌کردند که پس از مشاهده وحشت‌های جنگ، دیگر نمی‌توانند مردم را نقاشی کنند. در عوض، آنها به هنر انتزاعی روی آوردند و هدفشان ایجاد فضایی برای مراقبه و تأمل در خود بود. این هنرمندان به اکسپرسیونیست های انتزاعی معروف شدند.

  • دوره زمانی مهم: دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰
  • مکان اصلی: نیویورک
  • مفاهیم کلیدی: نقاشی اکشن، نقاشی میدان رنگی، مدرسه نیویورک، معنویت، بیان عاطفی، خودانگیختگی، ژست انتزاعی، متعالی
  • هنرمندان برجسته: جکسون پولاک، لی کراسنر، مارک روتکو، ویلم دی کونینگ، الین دی کونینگ، بارنت نیومن، کلیفورد استیل، فرانتس کلاین، هارولد شاپینسکی، رابرت مادرول، هلن فرانکتالر، سی تومبلی، آن رایان، اد راینهارت

آرت دکو

Paul Iribe birds from Les Ateliers de Martine 300x300 1

هنر دکو یک جنبش هنری است که شامل هنرهای تجسمی، معماری، طراحی و هنرهای تزئینی است. این نمایشگاه قبل از جنگ جهانی اول در فرانسه آغاز شد، اما در سال ۱۹۲۵ شتاب قابل توجهی به دست آورد. در آن سال، نمایشگاه هنرهای تزئینی (نمایشگاه هنرهای تزئینی) در پاریس برگزار شد و آثاری به این سبک از هنرمندان، معماران و طراحان را به نمایش گذاشت. حرکت به جریان اصلی هنر دکو رسانه های مختلفی را در بر می گرفت و زیبایی شناسی مدرن را با صنایع دستی خوب و مواد مجلل ترکیب می کرد. این اثر خود را در معماری، طراحی، مد، جواهرات، مبلمان و صنایع دستی به جا گذاشت و به سبکی برجسته در زندگی مدرن تبدیل شد.

دوره کلیدی: ۱۹۲۵-۱۹۴۰
مناطق اصلی: اروپا، ایالات متحده
مفاهیم کلیدی: اشکال هندسی، مواد جدید، لوکس، طراحی ساده، هنرهای تزئینی، هنرهای کاربردی، سادگی
هنرمندان برجسته: تامارا د لمپیکا، کاساندرو، رنه بوتا، رافائل دلورم، ژان گابریل دومرگ، ژان دوپاس، پل پوآر، سونیا دلون، رائول دوفی، هکتور گیمار، پیر شارو، فرانسیس ژوردن، اوژن گراسه

Art Nouveau

Art Nouveau

Art Nouveau یک سبک هنر تزئینی گسترده بود که معماری، هنرهای زیبا و هنرهای تزئینی را در سراسر اروپا و ایالات متحده در اواخر قرن بیستم تحت تأثیر قرار داد. اصطلاح “Art Nouveau” (به معنای “هنر جدید”) برای اولین بار در سال ۱۸۸۴ در بلژیک ابداع شد، اما این جنبش در کشورهای مختلف نام های مختلفی داشت: Jugendstil در آلمان، Viennese Secession در اتریش، Glasgow Style در اسکاتلند، Arte Nuova یا Stile Liberty. در ایتالیا و Belle Époque در فرانسه.

هنرمندان هنر نو به وحدت همه هنرها اعتقاد داشتند و به جنبشی منجر شد که اشکال و رشته های هنری متنوعی را در بر گرفت. به دنبال مدرن کردن هنر و طراحی، آنها از فرم‌های طبیعی و ارگانیک الهام گرفتند و در نتیجه طرح‌های ظریفی با منحنی‌ها و خطوط نامتقارن به وجود آمدند.

دوره کلیدی: ۱۸۸۰-۱۹۱۰
مناطق اصلی: اروپای غربی، ایالات متحده
مفاهیم کلیدی: فرم های ارگانیک، دنیای طبیعی، خطوط روان، منحنی ها، Gesamtkunstwerk (کل اثر هنری)، طراحی، معماری
هنرمندان برجسته: گوستاو کلیمت، اوبری بیردزلی، لوئیس کامفورت تیفانی، آنتونی گائودی، هانری دو تولوز لوترک، آلفونس موچا، هنری ون دو ولده، یوژن گراست، یان توروپ، ویکتور هورتا

آوانگارد 

Avant-garde

هنر آوانگارد، در اصل یک اصطلاح فرانسوی که به خط مقدم ارتش اشاره دارد، در اوایل قرن نوزدهم فرانسه وارد دنیای هنر شد تا هنرمندان، جنبش‌ها یا آثار هنری را توصیف کند که مفاهیم، فرآیندها و فرم‌های تجربی را بررسی می‌کنند که هنجارهای تثبیت شده را به چالش می‌کشند. هنر آوانگارد به طور طبیعی رادیکال، مرزهای موجود را می شکند و به دنبال مسیرهای هنری ناشناخته می گردد.

منشاء مفهوم آوانگارد

مفهوم آوانگارد به هانری دو سنت سیمون، یک نظریه پرداز سیاسی، اقتصادی و سوسیالیست که به تأثیر اجتماعی هنرها اعتقاد داشت، بازمی گردد. سنت سیمون شیوه های هنری رادیکال را به یک نیروی نظامی پیشگام تشبیه کرد و اظهار داشت: “ما هنرمندان به عنوان یک آوانگارد به شما خدمت خواهیم کرد. قدرت هنرها فوری است: وقتی می خواهیم ایده های جدید را گسترش دهیم، آنها را روی سنگ مرمر یا بوم حکاکی می کنیم. ” او هنر را به عنوان تأثیر قابل توجهی بر جامعه، شبیه به نقش کشیش، پیشروی فکری تصور می کرد.

مفهوم آوانگارد که در ابتدا با آرمان های اجتماعی و سیاسی مرتبط بود، بعدها برای تمرکز بر زیبایی شناسی و تکنیک های رادیکال تکامل یافت.

باروک

Baroque

واژه باروک که از کلمه پرتغالی “باروکو” به معنای “مروارید یا سنگ نامنظم” گرفته شده است، به جنبش فرهنگی و هنری رایج در اروپا از اوایل قرن هفدهم تا اواسط قرن هجدهم اشاره دارد. هنر باروک با تأکید بر حرکت دراماتیک، اغراق آمیز و جزئیات واضح و به راحتی قابل تفسیر مشخص می شود. به دلیل بی نظمی های فراوان، هنر باروک اغلب به عنوان عجیب و غریب یا ناهموار توصیف شده است.

خاستگاه ها و ایده های کلیدی باروک
دوران باروک به شدت تحت تأثیر جنبش هنری رنسانس پیشین قرار داشت. برخی از مورخان هنر استدلال می کنند که هنر باروک صرفاً پایان رنسانس را نشان می دهد و یک پدیده فرهنگی یا تاریخی متمایز را نشان نمی دهد. با این حال، دیگران مخالف هستند و به رویدادهایی مانند اصلاحات پروتستان و جنگ سی ساله اشاره می کنند که دیدگاه اروپایی ها را تغییر داد و جهت گیری های هنری را تحت تأثیر قرار داد و در نتیجه باروک را از رنسانس متمایز کرد.

مقیاس وسیع رویدادها و سبک های متضاد نقاشی در سراسر دوران باروک، مشخص کردن یک ایده واحد مرتبط با آن را چالش برانگیز می کند. اروپا دستخوش تغییرات اجتماعی قابل توجهی شد، به ویژه با چالش هایی که برای کلیسای کاتولیک روم وجود داشت. اوایل دوره باروک، هنرمندانی مانند جیان لورنزو برنینی و فرانچسکو بورومینی مأمور خلق شاهکارهایی برای واتیکان و محافل اجتماعی و مذهبی اطراف آن شدند. سبک‌های معماری از خطی به نقاشی تغییر کردند و ایده‌آل‌های کمال و تکمیل رنسانس با مفاهیم تبدیل شدن، شباهت، بی‌پایانی و بی‌محدودیت به چالش کشیده شدند.

دوره کلیدی: ۱۵۹۰-۱۷۴۰
مناطق اصلی: اروپا، از جمله فرانسه، ایتالیا، هلند و آلمان
مفاهیم کلیدی: عظمت، رنگ، اصلاح، درام، غیر خطی
هنرمندان برجسته: جیان لورنزو برنینی، فرانچسکو بورومینی، آنیبال کاراچی، کاراواجو، سباستین باخ، پیر پوژه، رامبراند ون راین، پیتر پل روبنس، ال گرکو (دومنیکوس تئوتوکوپولوس)، یوهانس ورمیر، آنتونیو ویوالدی.

باهاوس

Bauhaus

Staatliches Bauhaus که معمولاً با نام Bauhaus شناخته می شود، در سال ۱۹۱۹ توسط معمار والتر گروپیوس در وایمار تأسیس شد، یک مدرسه هنری آلمانی محوری در شکل دادن به یک جنبش هنری و راه اندازی حرفه هنرمندان و معماران متعدد بود. باهاوس که از واژه آلمانی به معنای “خانه ساختمان” نامگذاری شد، بر مفهوم Gesamtkunstwerk (“کل اثر هنری”) تمرکز کرد، و تلاش کرد تا همه هنرها را تحت یک ایدئولوژی یکپارچه، از جمله هنرهای زیبا، طراحی صنعتی، طراحی گرافیک، تایپوگرافی ادغام کند. 

دوره کلیدی: ۱۹۱۹-۱۹۳۳
مناطق اصلی: وایمار، دسائو، و برلین، آلمان
هنرمندان کلیدی: والتر گروپیوس، لودویگ میس ون در روهه، پل کلی، واسیلی کاندینسکی، لازلو موهولی-ناگی

کلاسیکیسم

classicism

کلاسیکیسم یک سبک هنری است که از یونان و روم باستان الهام گرفته شده است. این سبک بر مضامین، تکنیک ها و موضوعات مربوط به آن دوره زمانی متمرکز است که از قرن هشتم قبل از میلاد تا قرن پنجم پس از میلاد را در بر می گیرد. این سبک اغلب در آثار هنری ساخته شده پس از سقوط امپراتوری روم دیده می شود و بر ارزش هایی مانند هماهنگی، ایده آلیسم، تناسب، محدودیت و تعادل تأکید می کند.

CoBrA

CoBrA

CoBrA یک جنبش هنری بین المللی تأثیرگذار بود که پس از جنگ جهانی دوم ظهور کرد و هنر مدرن را متحول کرد. این اولین جنبش آوانگارد واقعاً جهانی پس از جنگ بود، زیرا اعضای آن به دنبال اشکال جدیدی از بیان بودند که ریشه در خودانگیختگی و آزمایش برای یک جامعه جدید داشته باشند. CoBrA که در ۸ نوامبر ۱۹۴۸ در پاریس توسط کارل آپل، کنستانت نیوونهویس، کورنیل، کریستین دوترمنت، آسگر جورن و جوزف نوآرت در پاریس تأسیس شد، نام خود را از حروف اول کپنهاگ، بروکسل و آمستردام گرفته است، شهرهایی که بنیانگذاران آن از آنجا آمده اند. . اگرچه این گروه به طور رسمی در نوامبر ۱۹۵۱ منحل شد، تأثیر آن بر هنر پابرجا ماند و همچنان به طور غیررسمی بر هنرمندان تأثیر گذاشت.

دوره کلیدی: ۱۹۴۸-۱۹۵۱
مناطق اصلی: کپنهاگ، بروکسل، آمستردام
مفاهیم کلیدی: آفرینش قبل از نظریه، ماتریالیسم، نشانه گذاری، خودانگیختگی، آزمایش
هنرمندان کلیدی: Constant Nieuwenhuijs، Karel Appel، Corneille، Asger Jorn، Christian Dotremont، Joseph Noiret

نقاشی میدان رنگی

color field

نقاشی میدان رنگی، اصطلاحی که در ابتدا توسط منتقد هنری کلمنت گرینبرگ ابداع شد، به آثار نقاشان اکسپرسیونیست انتزاعی مانند مارک روتکو و بارنت نیومن اشاره دارد. این هنرمندان نقاشی های خود را با استفاده از مناطق گسترده ای از رنگ های زنده می ساختند. گرینبرگ در مقاله خود در مورد نقاشی میدان رنگی، آن را به عنوان جستجوی اثری از باز بودن تحت اللفظی توصیف کرد، جایی که رنگ هنگام خلقت پذیرفته و جذب می شود. میدان رنگی باید از نظر رنگ یکنواخت باشد، با تغییرات ظریف ارزش، در صورت وجود، در یک منطقه بزرگ پخش شود تا فضای نامشخص را منتقل کند. اندازه بوم خلوص و شدت رنگ را تضمین می کند.

دوره کلیدی: ۱۹۵۰s – 1960s

مناطق کلیدی: ایالات متحده، بریتانیا

مفاهیم کلیدی: رنگ اشباع شده، انتزاع متفکرانه، فضای مسطح، بوم های بزرگ مقیاس

هنرمندان کلیدی: مارک روتکو، بارنت نیومن، کلیفورد استیل، هلن فرانکتالر، موریس لوئیس، کنت نولاند، آلما توماس، سام گیلیام، رابین دنی، جان هویلند، ریچارد اسمیت

هنر مفهومی

conceptual art

هنر مفهومی اصطلاحی است که به طرق مختلف قابل درک است که ممکن است منجر به سردرگمی شود. در حالی که معمولاً به جنبش هنری دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در ایالات متحده اشاره دارد، تفاسیر مختلفی از آن وجود دارد. مورخ هنر پل وود بین این تفاسیر تمایز قائل است:

۱. مفهوم گرایی به عنوان یک اصطلاح منفی که اغلب برای انتقاد از هنر معاصر استفاده می شود که بر مفهوم بیش از زیبایی شناسی تأکید دارد.

۲. مفهوم گرایی که به طور خاص به جنبش هنری انگلیسی-آمریکایی دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ اشاره دارد، جایی که ایده، برنامه ریزی، و فرآیند تولید اثر هنری مهم تر از نتیجه نهایی تلقی می شد.

۳. مفهوم گسترده تری از مفهوم گرایی شامل افرادی در سراسر جهان می شود که از دهه ۱۹۵۰ به شیوه ای مفهومی کار کرده اند و موضوعاتی مانند امپریالیسم و هویت شخصی را بررسی کرده اند. این دیدگاه مفهوم گرایی را یک پدیده جهانی می داند.هنر مفهومی در دهه ۱۹۶۰ ظهور کرد و سلطه هنر مدرنیستی و تأکید آن بر  زیبایی شناسی را به چالش کشید. معمولاً به آثاراهنری اشاره دارد که از اواسط دهه ۱۹۶۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰ ایجاد شده اند. در مفهوم گرایی، ایده یا مفهومی که در پس اثر هنری قرار داشت، از اهمیت بالایی برخوردار شد و از مهارت های فنی یا دغدغه های زیبایی شناختی پیشی گرفت. هنرمندان از مواد و فرم‌های مختلفی برای انتقال ایده‌های خود استفاده می‌کردند که در نتیجه آثار هنری متنوعی از اجرا گرفته تا آثار نوشتاری و اشیاء روزمره ایجاد شد. آنها پتانسیل هنر را به عنوان ایده و دانش مورد بررسی قرار دادند و از رویکردهای زبانی، ریاضی و فرآیند گرا و همچنین سیستم ها و ساختارهای نامرئی در کار خود استفاده کردند.

دوره کلیدی: اواسط دهه ۱۹۶۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰
مناطق اصلی: ایالات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، ژاپن، آمریکای لاتین، اروپا
مفاهیم کلیدی: مفهوم، ایده، زبان، انتقالی، سیاسی، هنر پست مدرن
هنرمندان کلیدی: سول لوویت، جوزف کوسوث، مل بوشنر، هانه داربوون، یان دیبتس، هانس هاکه، آن کاوارا، لارنس وینر، ایان برن، مل رامسن، یوکو اونو، جان بالدساری، گروه هنر و زبان، مارینا آبراموویچ

ساخت‌گرایی

constructivism

در کنستراکتیویسم، نقش هنرمند دستخوش دگرگونی اساسی شد – هنرمند دیگر یک نقاش صرف نبود، بلکه یک مهندس بود که از ابزارها استفاده می کرد. برای سازه‌گرایان، آثار هنری به‌عنوان مؤلفه‌های یک برنامه تصویری گسترده‌تر با هدف بیدار کردن توده‌ها و هدایت آن‌ها به سوی درک تفاوت‌های طبقاتی، بی‌عدالتی‌های اجتماعی و انقلاب عمل می‌کردند. آنها معتقد بودند که هنر جایی ندارد که در فضای منزوی آتلیه هنرمند محصور شود. در عوض، آن‌ها از هنر دفاع می‌کردند که آینه جهان صنعتی باشد و به عنوان ابزاری برای انقلاب کمونیستی عمل کند.

دوره کلیدی: ۱۹۱۵-۱۹۴۰
مناطق اصلی: اتحاد جماهیر شوروی، آلمان
مفاهیم کلیدی: انتزاع، اشکال هندسی، کنشگری اجتماعی، کمونیسم، انقلاب
هنرمندان کلیدی: الکساندر رودچنکو، واروارا استپانوا، ولادیمیر تاتلین، گوستاو کلوتسیس، ال لیسیتسکی، کاتارزینا کوبرو، لیوبوف پوپووا

کوبیسم

cubism

کوبیسم به عنوان یکی از تأثیرگذارترین جنبش های هنری قرن بیستم برجسته می شود و رویکرد سنتی ایجاد توهم فضای سه بعدی روی بوم دو بعدی را به چالش می کشد. هنرمندان کوبیست به جای تلاش برای رئالیسم، بر مسطح بودن بوم تأکید کردند. آنها با کنار گذاشتن دیدگاه سنتی و تصور مجدد استفاده از نور و سایه به این امر دست یافتند. هنرمندان کوبیست با شکستن اشیاء به سطوح مجزا، چندین دیدگاه را به طور همزمان در یک فضا به تصویر می‌کشند که شکل سه بعدی را نشان می‌دهد و در عین حال ماهیت دو بعدی بوم را برجسته می‌کند.

دوره کلیدی: ۱۹۰۷-۱۹۱۴
منطقه اصلی: پاریس
مفاهیم کلیدی: صفحات متمایز، تکه تکه شدن، انتزاع، پالت رنگ خاموش
هنرمندان کلیدی: پابلو پیکاسو (۱۸۸۱-۱۹۷۳)، ژرژ براک (۱۸۸۲-۱۹۶۳)، فرناند لژر (۱۸۸۱-۱۹۵۵)، الکساندر آرچیپنکو (۱۸۸۷-۱۹۶۴)

دادائیسم

Dadaism

دادائیسم در دوره پرفراز و نشیب ۱۹۱۶-۱۹۲۴ ظهور کرد و فعالیت های قابل توجهی در سوئیس، پاریس و نیویورک رخ داد. مشخصه این جنبش تاکید بر شانس و ضد هنر بود که مظهر آن مفهوم آماده بود. چهره های کلیدی عبارتند از هوگو بال، مارسل دوشان، هانس (ژان) آرپ، سوفی تائوبر-آرپ، هانا هوچ، من ری و فرانسوا پیکابیا. آثار دادائیستی اغلب لحنی طنزآمیز و پوچ، همراه با نگرش طنز نسبت به اقتدار را به نمایش می گذاشتند.

در واکنش به ظهور فرهنگ سرمایه داری و انحطاط هنر، هنرمندان اوایل قرن بیستم اشکال جدیدی از بیان را بررسی کردند که اغلب توسط مارسل دوشان به عنوان “ضد هنر” توصیف می شود. آنها به دنبال آن بودند که مفاهیم مرسوم هنر را با آزمایش شانس به چالش بکشند و اشیایی را پیدا کردند. در حالی که آثار دادائیست شوخ طبعی را به نمایش می گذاشتند، آنها همچنین با پرسش های جدی درباره نقش هنر در دوران مدرن دست و پنجه نرم می کردند. تا سال ۱۹۱۵، دادائیسم به شهرهایی مانند نیویورک و پاریس گسترش یافت و با تحمل فجایع جنگ جهانی اول، شتاب بیشتری گرفت.

هنر دیجیتال

Digital art

هنر دیجیتال که در دسته گسترده‌تر هنر رسانه‌های جدید قرار می‌گیرد، شامل هر نوع عمل خلاقانه‌ای است که فناوری دیجیتال را به‌عنوان جنبه‌ای اساسی از فرآیند هنری در بر می‌گیرد. مانند هنرهای زیبای سنتی، هنر دیجیتال طیف متنوعی از رسانه‌ها و سبک‌ها را برای بیان خود فراهم می‌کند، از جمله عکاسی دیجیتال، گرافیک کامپیوتری، هنر پیکسل، و اشکال تجربی بیشتر مانند هنر تولید شده توسط هوش مصنوعی و هنر AR.

هنر دیجیتال به تکنیک هایی که صرفاً به بیان خلاقانه مربوط می شود محدود نمی شود. به طور مداوم در حال تکامل است و قراردادها را در تولید، توزیع و مصرف به چالش می کشد. فراتر از استفاده از فناوری‌های مختلف الکترونیکی، هنر دیجیتال منجر به یک محصول نهایی دیجیتال می‌شود، خواه یک تصویر برداری، یک کلاژ Adobe Photoshop، یک محیط مجازی یا یک NFT (توکن غیرقابل تعویض) باشد. همانطور که فناوری دیجیتال به طور فزاینده ای در زندگی روزمره ادغام می شود و به پیشرفت خود ادامه می دهد، امکانات هنری جدیدی ظاهر می شود و جعبه ابزار هنرمند را به سطوح بی سابقه ای گسترش می دهد.

اکسپرسیونیسم

Expressionism

در سپیده دم قرن بیستم، یک جنبش هنری قدرتمند در سراسر اروپا به وجود آمد که با شورش علیه فرهنگ بورژوایی و تلاشی پرشور برای خلاقیت تجدید شد. این جنبش به عنوان اکسپرسیونیسم شناخته شد. مشخصه هنرمندان اکسپرسیونیست و آثار آنها تمرکز بر مفاهیمی مانند خود، روان، بدن، طبیعت و روح است. اصطلاح «اکسپرسیونیسم» به اندازه‌ای گسترده است که طیف متنوعی از هنرمندان را در بر می‌گیرد، از ونسان ون گوگ گرفته تا اگون شیله و واسیلی کاندینسکی. این هنرمندان با هم به پرسش‌ها، مضامین و مبارزاتی خام، عمیق و بی‌زمان پرداختند که حتی امروز هم طنین‌انداز می‌شود.

اکسپرسیونیسم با کاوش در احساسات، عرفان و تحریف واقعیت تعریف می شود. از اغراق و استفاده زیاد از رنگ برای انتقال حالات احساسی شدید استفاده می کند.

دوره کلیدی: ۱۹۰۵-۱۹۲۰
مناطق اصلی: آلمان، اتریش، فرانسه
مفاهیم کلیدی: خود، روان، بدن،طبیعت، روح، عواطف، عرفان، تحریف واقعیت، اغراق، استفاده زیاد از رنگ
هنرمندان کلیدی: ونسان ون گوگ، هانری ماتیس، ادوارد مونک، اگون شیله، اسکار کوکوشکا، واسیلی کاندینسکی، فرانتس مارک، ارنست لودویگ کرشنر

فوویسم

Fauvism

فوویسم به عنوان یک سبک هنری در اوایل قرن بیستم ظهور کرد و هنرمندان همفکری را که در ابتدا توسط منتقد هنر مدرنیست لوئیس واکسل به عنوان “Les Fauves” یا “جانوران وحشی” تمسخر می‌کردند، متحد کرد. این اصطلاح پس از اینکه واکسل شاهد نقاشی‌های رادیکال هانری ماتیس، آندره درن و موریس دو ولامینک در نمایشگاه Salon d’Automne پاریس در سال ۱۹۰۵ بود، ابداع شد. فوویسم نویدبخش طلوع آوانگارد هنری قرن بیستم بود که مشخصه آن استفاده انقلابی از رنگ های بسیار اشباع شده در کنار هم در مناطق مسطح بود. شدت عاطفی پرتره ها و مناظر فوویستی، کاوش در احتمالات رنگ در هنر را به پیش برد و به طور قابل توجهی بر جنبش های آینده مانند اکسپرسیونیسم تأثیر گذاشت.

فوویسم چیست؟

فوویسم بیانگر سبکی منحصر به فرد در نقاشی است که توسط گروهی نزدیک از هنرمندان فرانسوی به رهبری هانری ماتیس، با تأثیر غیرمستقیم بر دیگران مانند رائول دوفی، ژرژ براک و ژرژ روو، نمونه‌ای از آن است. فوویسم که بین سال‌های ۱۹۰۵ و ۱۹۰۸ ظهور کرد، از امپرسیونیسم تاثیر یافت و از شیوه بیان ساده‌شده و کمتر طبیعت‌گرایانه استفاده کرد. هنرمندان احساسات گرایی بیانی را پذیرفتند و بر احساسات و ایده های درونی خود از طریق چیدمان های پیچیده رنگ های سرد و گرم و ایجاد ترکیب بندی های تزئینی تأکید کردند. برخلاف یک جنبش رسمی، فوویسم فاقد دستورالعمل های مکتوب، مانیفست ها یا نمایشگاه های گروهی انحصاری است. در عوض، به عنوان یک دوره بندی در تاریخ هنر مشخص می شود.

آینده نگری

Futurism

فوتوریسم یک جنبش هنری در ایتالیا در اوایل قرن بیستم بود. هدف آن نشان دادن انرژی و هیجان دنیای مدرن از طریق هنر بود. هنرمندان آینده نگر چیزهای زیادی در مورد آخرین ایده ها در علم و فلسفه می دانستند. آنها به خصوص به چیزهایی مانند هواپیما و فیلم علاقه داشتند. هنرمندان آینده نگر گذشته را دوست نداشتند، زیرا فکر می کردند این گذشته آنها را عقب نگه می دارد، به خصوص در ایتالیا. در عوض، آنها می خواستند هنری بسازند که زندگی مدرن، از جمله صنعت و فناوری را تجلیل کند.

دوره زمانی: ۱۹۰۸ – ۱۹۴۴
منطقه اصلی: ایتالیا
کلمات کلیدی: حرکت، انرژی، زندگی مدرن، صنعت، فناوری، سرعت
هنرمندان کلیدی: فیلیپو توماسو مارینتی، اومبرتو بوچیونی، کارلو کارا، جاکومو بالا، جینو سورینی، لوئیجی روسولو، بندتا کاپا، آنتونیو سانت الیا

رنسانس هارلم

Harlem Renaissance

رنسانس هارلم یک جنبش مهم در هنر، ادبیات، موسیقی و تئاتر آفریقایی-آمریکایی بود. پس از جنگ جهانی اول شروع شد و در رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ تا شروع جنگ جهانی دوم ادامه یافت. بسیاری از هنرمندان درگیر در این جنبش در هارلم، محله ای عمدتا آفریقایی-آمریکایی در شهر نیویورک، زندگی و کار می کردند که به یک مرکز فرهنگی پر رونق و سرشار از خلاقیت تبدیل شد. هنرمندان رنسانس هارلم با رد تصاویر کلیشه ای که توسط سفیدپوستان ایجاد می شد، هدفشان تغییر نحوه به تصویر کشیدن مردمشان بود. آنها زندگی و فرهنگ سیاه پوستان را ارج نهادند و به هویت خود ابراز غرور کردند و در برابر نابرابری و تبعیض ایستادند.

دوره کلیدی: ۱۹۱۹-۱۹۳۰s
منطقه اصلی: هارلم، نیویورک
کلمات کلیدی: هویت، غرور، توانمندسازی، احیای فرهنگی، فرهنگ آمریکایی آفریقایی تبار، مدرنیسم، آوانگارد سیاه پوست
هنرمندان کلیدی: آگوستا ساویج، آرون داگلاس، هیل وودراف، جیمز لسن ولز، آرچیبالد جان موتلی، بوفورد دیلینی، متا واکس واریک فولر، جیمز ون درزی، پالمر هایدن، جیکوب لارنس، آلن لوهان کرایت

امپرسیونیسم

Impressionism

امپرسیونیسم، یک جنبش آوانگارد قرن نوزدهم، در فرانسه به عنوان یک شورش علیه هنر سنتی که توسط آکادمی فرانسه و نمایشگاه‌های سالانه دولت (سالون‌ها) ترویج می‌شد، سرچشمه گرفت. هدف هنرمندان این بود که با نقاشی صحنه‌ها و سوژه‌ها در مکان، با استفاده از ضربه‌های قلم موی قابل مشاهده برای انتقال تأثیرات متغیر نور و حرکت، تأثیرات بصری فوری را ثبت کنند. در حالی که امپرسیونیسم در حال حاضر در سراسر جهان تجلیل می شود و آثار آن قیمت های بالایی دارد، امپرسیونیسم در ابتدا بحث برانگیز بود و هنجارهای ثابت را به چالش می کشید. هنرمندانی مانند مونه، دگا و رنوار به دلیل سبک نوآورانه‌شان با رد نهادهای هنری مواجه شدند و باعث ایجاد غوغایی در دنیای هنر شدند.

دوره کلیدی: ۱۸۶۷-۱۸۸۶
مناطق اصلی: فرانسه، که بعداً به انگلیس گسترش یافت
موضوعات اصلی: ضد آکادمی، نقاشی در فضای باز (در هوای آزاد)، صحنه های طبیعی، زندگی روزمره شهری
هنرمندان برجسته: کلود مونه، ادگار دگا، پل سزان، پیر آگوست رنوار، کامیل پیسارو، آلفرد سیسلی

Installation Art

Installation Art

هنر نصب، اغلب مختص یک سایت خاص و گاهی اوقات در فضاهای عمومی یافت می شود، از زمان آغاز به کار خود به عنوان یک ژانر هنری، مرزهای مبهم داشته است. در حالی که طیف گسترده ای از فرم ها را در بر می گیرد، به طور کلی می توان آن را به عنوان آثار سه بعدی که هدف آن تغییر درک بیننده از فضا است، درک کرد. این آثار هنری ممکن است موقت یا دائمی باشند و در محیط‌های مختلف، از گالری‌ها و موزه‌ها گرفته تا میادین عمومی و خانه‌ها ایجاد شده‌اند. اغلب، هنر اینستالیشن بیننده را در یک محیط کامل یا درون خود اثر هنری غوطه ور می کند. هنر اینستالیشن که عمدتاً در نیمه دوم قرن بیستم، تحت تأثیر مینیمالیسم و هنر مفهومی ظهور کرد، ایده و تجربه را بر محصول نهایی اولویت می‌دهد. 

لند آرت

Land Art

لند آرت نوعی هنر است که از مواد طبیعی یا مکان های بیرونی برای تعامل با طبیعت استفاده می کند. در دهه ۱۹۶۰ ظهور کرد و در دهه بعد محبوب شد. لند آرت که به عنوان هنر محیطی یا کارهای خاکی نیز شناخته می شود، نحوه نگرش مردم به آثار هنری را تغییر داد، شبیه به حرکت آماده از زمان های گذشته. با استفاده از مواد و مکان های مختلف مرزهای هنر را گسترش داد. در حالی که لند آرت اغلب بر روی آثار در مقیاس بزرگ در مکان های خاص تمرکز می کرد، با هنر مفهومی نیز ارتباط داشت. برنامه ریزی و مستندسازی فرآیند می تواند در گالری ها نمایش داده شود، حتی اگر خود اثر هنری در جای دیگری باشد.

در طول دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، دوران ناآرامی و اعتراض اجتماعی، لند آرت از تجاری‌سازی هنر و فرهنگ انتقاد کرد. اماکن سنتی مانند موزه ها و گالری ها را رد کرد. در عوض، بر روی مواد مورد استفاده متمرکز شد، شبیه به مینیمالیسم. بدون جنبش اکولوژیکی رو به رشد آن زمان، لند آرت ممکن بود محبوبیت پیدا نکند. اغلب ابراز تمایل برای ارتباط بهتر با طبیعت و زمین به عنوان خانه بشریت است.

مینیمالیسم

Minimalism

جنبش هنری مینیمالیسم در دهه ۱۹۶۰ در شهر نیویورک ظهور کرد و هنرمندان جوان از اکسپرسیونیسم انتزاعی دور شدند و به سمت زیبایی‌شناسی هندسی شیک حرکت کردند. هنرمندان مینیمالیست آمریکایی مانند دونالد جاد، دن فلاوین و رابرت موریس، تحت تأثیر جنبش‌های انتزاعی قبلی اروپایی مانند د استایل، ساخت‌گرایی روسی، و باهاوس، مسیرهای جدیدی را در هنر کشف کردند.

هدف این هنرمندان خلق هنری بود که صرفاً بر خود متمرکز بود و واکنشی فوری و صرفاً بصری را از بیننده برانگیخت. آنها عناصر شخصی و ژست را از بین بردند تا جنبه های بصری عینی هنر را آشکار کنند.

دوره کلیدی: دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰
منطقه اصلی: ایالات متحده
موضوعات مرکزی: مجسمه سازی و نقاشی انتزاعی، اشکال هندسی، تاسیسات نور، نیویورک، ساحل غربی
هنرمندان برجسته: دونالد جاد، دن فلاوین، کارل آندره، سول لویت، فرانک استلا، اگنس مارتین، رابرت موریس، مری کورس، جان مک کراکن، لری بل، رابرت ایروین.

نئو امپرسیونیسم

Neo-Impressionism

نئو امپرسیونیسم جنبشی در نقاشی فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم بود. این به عنوان واکنشی در برابر رئالیسم تجربی امپرسیونیسم ظاهر شد. برخلاف نقاشان امپرسیونیست که طبیعت را خود به خود به تصویر می کشیدند، نئو امپرسیونیست ها برای دستیابی به جلوه های بصری خاص بر محاسبات سیستماتیک و نظریه علمی تکیه می کردند. آنها اصول علمی نور و رنگ را برای ایجاد ترکیبات کاملاً سازمان یافته به کار گرفتند. ژرژ سورات، نظریه پرداز اصلی و هنرمند برجسته، همراه با پل سیگناک، هنرمند و سخنگوی مهم دیگر، جنبش نئو امپرسیونیستی را رهبری کردند. دیگر نقاشان برجسته مرتبط با نئو امپرسیونیسم عبارتند از: هانری-ادموند کراس، آلبر دوبوآ-پیله، ماکسیمیلیان لوس، تئو ون ریسلبرگه، و در مقطعی، کامیل پیسارو، نقاش امپرسیونیست. این گروه در سال ۱۸۸۴ انجمن هنرمندان مستقل را تأسیس کرد.

نئوکلاسیک

Neoclassicism

هنر نئوکلاسیک از دهه‌های ۱۷۶۰ تا ۱۸۴۰ و ۱۸۴۰ یک جنبش مهم در نقاشی و سایر هنرهای تجسمی بود. بر طراحی خطی سخت و مضامین کلاسیک تأکید می‌کرد که اغلب با جزئیات و لباس‌های دقیق تاریخی به تصویر کشیده می‌شدند. این نگرش از هنر یونان و روم باستان الهام گرفت که بر هماهنگی، وضوح، محدودیت، جهانی بودن و ایده آلیسم تمرکز داشت. کلاسیک در این زمینه، به هنری از دوران باستان یا آثار بعدی الهام گرفته از آن اشاره دارد، در حالی که نئوکلاسیک به طور خاص به هنری اشاره دارد که بعداً ایجاد شده اما تحت تأثیر دوران باستان است. هنرمندان کلاسیک از ویژگی هایی مانند خط بر رنگ، خطوط مستقیم بر منحنی ها، ترکیب بندی های جلویی و بسته بر ترکیب های مورب، و تمرکز بر روی کلی به جای خاص ترجیح می دادند.

هنر نئون

Neon Art

نورپردازی نئون که در ابتدا برای تبلیغات و تابلوهای مغازه استفاده می‌شد، در دهه ۱۹۶۰ با دستخوش تغییراتی مواجه شد، زمانی که هنرمندان رویایی شروع به آزمایش با آن کردند. آنها این رسانه تجاری را که اغلب با کیچ شهری مرتبط است، به ابزاری قدرتمند برای هنرهای زیبا تبدیل کردند. این هنرمندان از طریق آثار مجسمه‌سازی به تعامل نور، رنگ و فضا و همچنین مضامینی مانند فرهنگ پاپ، مصرف‌گرایی و زندگی شهری معاصر پرداختند. 

اپ آرت

Op Art

اپ آرت، مخفف هنر نوری، شکلی از هنر انتزاعی هندسی است که احساسات نوری را با استفاده از جلوه‌های بصری مانند فرم‌های ساده تکرارشونده، الگوهای ریتمیک، ترکیب‌های رنگی ارتعاشی، الگوهای موآر و آشفتگی پیش‌زمینه و پس‌زمینه بررسی می‌کند. در اپ آرت، هنرمندان از ترفندهای ادراک بصری، دستکاری قوانین پرسپکتیو برای ایجاد توهم فضای سه بعدی و استفاده از ترکیب رنگ برای برانگیختن تصور نور و سایه استفاده می کنند.

دوره کلیدی: اواخر دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰
موضوعات کلیدی: توهم بصری، توهم حرکت، فرم های تکراری، الگوهای شطرنجی، تنش، رنگ های مکمل
هنرمندان کلیدی: ویکتور وازارلی، بریجت رایلی، ریچارد آنوسکیویچ، فرانسوا مورلت، ژسوس رافائل سوتو، خولیو لو پارک، جیانی کلمبو، پیتر کوگلر

پرفورمنس آرت

Performance Art

پرفورمنس آرت، مسلماً قدیمی‌ترین شکل بیان خلاق در تاریخ بشر، اخیراً در دنیای هنرهای زیبای غربی به شکل مدرن خود تکامل یافته است. سفر آن در بستر تاریخ هنر مدرن و معاصر پیچیده بوده است که منجر به پذیرش نهایی و اکنون موقعیت غالب آن شده است. 

هنر پاپ

Pop Art

اصطلاح «پاپ آرت» توسط متصدی بریتانیایی لارنس آلووی در سال ۱۹۵۵ ابداع شد تا شکل جدیدی از هنر را توصیف کند که مشخصه آن تصویرسازی  برگرفته از مصرف گرایی، رسانه های جدید و بازتولید انبوه است. پاپ آرت شکاف بین هنرهای تجاری و هنرهای زیبا را با استفاده از تصاویر پررنگ و ساده روزمره و رنگ های بلوک پر جنب و جوش کم کرد.

هنرمندان پاپ آرت از تبلیغات، مجلات پالپ، بیلبوردها، فیلم ها، تلویزیون، کمیک استریپ ها و ویترین مغازه ها الهام گرفتند. آثار آنها طنز، شوخ و کنایه آمیز بود که هم به عنوان تحسین و هم به عنوان نقد فرهنگ عامه عمل می کرد.

دوره کلیدی: ۱۹۵۵-۱۹۶۵
مناطق اصلی: بریتانیا و ایالات متحده آمریکا
موضوعات اصلی: فرهنگ عامه، رسانه های جمعی، مصرف گرایی
هنرمندان برجسته: اندی وارهول، روی لیختنشتاین، رابرت راشنبرگ، کلاس اولدنبرگ، ریچارد همیلتون، دیوید هاکنی

پست امپرسیونیسم

Post-Impressionism

در اواخر دهه ۱۸۸۰، گروهی از نقاشان جوان در فرانسه به دنبال فراتر رفتن از رویکرد طبیعت گرایانه امپرسیونیسم برای به تصویر کشیدن رنگ و نور بودند. در عوض، آنها سبک‌های هنری مستقل را برای انتقال احساسات، با تمرکز بر نمادگرایی به جای برداشت‌های صرفا بصری، بررسی کردند. این جنبش هنری به پست امپرسیونیسم معروف شد و هنرمندانی مانند ژرژ سورات، ونسان ون گوگ، پل گوگن و پل سزان را در بر گرفت.

دوره کلیدی: ۱۸۸۶ – ۱۹۰۵
منطقه اصلی: فرانسه
مضامین مرکزی: ساختار، نظم، جلوه های نوری رنگ، نمادگرایی، حافظه، احساسات، فرم انتزاعی، الگوها، هندسه، عبارات
هنرمندان برجسته: ژرژ سورات، ونسان ون گوگ، پل گوگن، تولوز لوترک، هانری روسو، کامیل پیسارو
ویژگی های کلیدی: به عنوان واکنشی در برابر تمرکز امپرسیونیسم بر جلوه های نوری پدیدار شد. تاکید بر کیفیت های انتزاعی یا محتوای نمادین.

دقیق گرایی

Precisionism

دقیق گرایی به عنوان اولین جنبش واقعی هنر مدرن در ایالات متحده ظهور کرد و به ظهور مدرنیسم آمریکایی کمک کرد. هدف دقیق گرایی تحت تأثیر کوبیسم و آینده گرایی، بازگرداندن ساختار به هنر و تجلیل از منظره جدید آمریکا از آسمان خراش ها، پل ها و کارخانه ها بود. هنرمندان دقیق گرایی از اشکال مختلف معماری آمریکایی الهام گرفتند تا ساختار زیربنایی واقعیت را به تصویر بکشند. آثار هنری آن‌ها به خاطر دیدگاه‌های غیرمتعارف، فوکوس تیز و ترکیب‌بندی پویا شناخته می‌شوند. از چهره‌های قابل توجه مرتبط با دقیق‌گرایی می‌توان به جورجیا اوکیف، که مناظر شهری را در زمان اقامتش در نیویورک به تصویر می‌کشید، و ادوارد هاپر اشاره کرد.

دوره کلیدی: دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰
منطقه اصلی: ایالات متحده
موضوعات مرکزی: تمرکز تیز، ترکیب بندی پویا، زوایای غیرمنتظره، معماری، صنعتی شدن
هنرمندان کلیدی: چارلز شیلر، چارلز دیموث، ادوارد هاپر، جوزف استلا، جورجیا اوکیف، جورج آولت، پرستون دیکنسون

روکوکو

Rococo

روکوکو سبکی بود که در اوایل قرن هجدهم در پاریس پدیدار شد و در سراسر فرانسه و بعدها در کشورهای دیگر مانند آلمان و اتریش گسترش یافت. طراحی داخلی، هنرهای تزئینی، نقاشی، معماری و مجسمه سازی را تحت تأثیر قرار داد. روکوکو به دلیل سبکی، ظرافت و استفاده فراوان از اشکال طبیعی منحنی در تزئینات شناخته شده است. اصطلاح “روکوکو” از کلمه فرانسوی “rocaille” گرفته شده است که به سازه های سنگی پوشیده از پوسته برای تزئین غارهای مصنوعی اشاره دارد.

هنر خیابانی

Street Art

هنر خیابانی به عنوان یکی از بزرگترین و سریع‌ترین جنبش‌های هنری در حال رشد شناخته می‌شود که محبوبیت زیادی در سراسر جهان به دست آورده است. هنر خیابانی که اغلب در مناطق شهری و فضاهای عمومی مانند نمای بیرونی ساختمان ها، روگذرهای بزرگراه ها و پل ها یافت می شود، هویت بصری محله ها و شهرها را در سطح جهانی شکل می دهد. اغلب به مسائل سیاسی و اجتماعی می پردازد، از برچسب ها تا نقاشی های دیواری در مقیاس بزرگ که کل ساختمان ها را می پوشانند. هنر خیابانی ارتباط نزدیکی با هنر گرافیتی دارد و انواع مختلفی از جمله گرافیتی، هنر مترو، هنر چریکی و هنر عمومی را در بر می گیرد.

دوره کلیدی: در حدود دهه ۱۹۶۰ – ادامه دارد
مناطق اصلی: منشأ در شهرهای ایالات متحده مانند نیویورک و فیلادلفیا، اکنون در سراسر جهان گسترده شده است.
موضوعات اصلی: گرافیتی، هنر مترو، هنر چریکی، هنر عمومی، هنر شهری، نقاشی های دیواری در مقیاس بزرگ
هنرمندان برجسته: کیت هرینگ، ژان میشل باسکیا، نان ذرت، بنکسی، شپرد فیری، لیدی پینک، بلو
ویژگی های کلیدی: ایجاد شده در فضاهای عمومی با پیام سیاسی یا اجتماعی قوی.

سورئالیسم

Surrealism

سوررئالیسم به رهبری آندره برتون در دهه ۱۹۲۰، عقلانیت سفت و سخت جامعه را رد کرد و غیرمنطقی و ناخودآگاه را پذیرفت. هنرمندان سوررئالیست تحت تأثیر نظریه های روانکاوانه زیگموند فروید، بر این باور بودند که ذهن ناخودآگاه که از طریق رویاها بیان می شود، منبع خلاقیت است. آنها از تکنیک هایی مانند طراحی خودکار یا نوشتن برای استفاده از ناخودآگاه خود استفاده می کردند که اغلب تصاویر رویایی را به تصویر می کشند.

دوره کلیدی: ۱۹۲۴ – ۱۹۶۶
مناطق اصلی: پاریس، نیویورک
موضوعات محوری: سوررئالیستی، ناخودآگاه، غیرمنطقی، اتوماسیون، رویاها
هنرمندان برجسته: آندره برتون، سالوادور دالی، آندره ماسون، رنه ماگریت، خوان میرو، ایو تانگوی، مکس ارنست، فریدا کالو، دیگو ریورا، مرت اوپنهایم، ژان آرپ، من ری، ویفردو لام

سوپرماتیسم

Suprematism

سوپرماتیسم، یک جنبش هنر انتزاعی که در روسیه در طول جنگ جهانی اول سرچشمه گرفت، بر انتزاع محض تمرکز داشت. سوپرماتیست ها به دنبال رسیدن به سطح نهایی نقاشی بودند و در جستجوی «درجه صفر» بودند. آنها از نقوش ساده مانند مربع، دایره و صلیب برای تأکید بر شکل و صافی بوم استفاده کردند. برای هنرمندان سوپرماتیست، پدیده های بصری عینی معنایی نداشت. در عوض، آنها احساسات و ادراک را در اولویت قرار دادند. اصطلاح “سوپرماتیسم” برای نشان دادن هدف جنبش برای دستیابی به برتری در احساس و ادراک ناب در هنرهای تجسمی ابداع شد.

دوره کلیدی: ۱۹۱۳-۱۹۲۰s
منطقه اصلی: اتحاد جماهیر شوروی
موضوعات محوری: انتزاع ناب، اشکال هندسی، احساس و ادراک ناب، عرفان
هنرمندان برجسته: کازیمیر مالویچ، کسنیا بوگوسلاوسکایا، ایوان کلیون، میخائیل منکوف، ایوان پونی، اولگا روزانووا، ال لیسیتسکی

سمبولیسم

Symbolism

نمادگرایی در نیمه دوم قرن نوزدهم، به ویژه در کشورهای اروپایی با جمعیت عمدتاً کاتولیک و صنعتی شدن پیشرفته ظهور کرد. این دوره با ظهور پوزیتیویسم مصادف شد که دنیای بهتری را متصور شد که توسط عقل و فناوری هدایت می شد. با این حال، شهرنشینی سریع ناشی از انقلاب صنعتی باعث شد که بسیاری از از دست دادن شیوه های سنتی زندگی ابراز تاسف کنند. این تضاد بین نمادهای قدیمی و واقعیت های جدید، به ویژه در کشورهای کاتولیک مشهود است، مفاهیم مرسوم خیر و شر را به چالش کشید.

نمادگرایی به عنوان یک جنبش ادبی آغاز شد اما به زودی به هنر گسترش یافت و توسط نسل جوانی از نقاشان که به جای تکرار دنیای طبیعی به دنبال انتقال احساسات و ایده‌ها بودند، مورد استقبال قرار گرفت. هنرمندان سمبولیست که با حس مشترک بدبینی و سرخوردگی از انحطاط اجتماعی متحد شده بودند، مضامین مالیخولیا، رویاها و ناخودآگاه را به تصویر کشیدند.

دوره کلیدی: ۱۸۸۶-۱۹۱۸

مناطق اصلی: فرانسه، آلمان، اتریش، اسکاندیناوی، لهستان، جمهوری چک، بلژیک، هلند

مضامین مرکزی: نمادها، مالیخولیا، معنا، رویاها، طبیعت، ناخودآگاه، بدبینی، گذشته آرمانی، عاشقانه، تمثیل، میل، اسطوره شناسی

هنرمندان برجسته: آرنولد بوکلین، گوستاو مورو، پل گوگن، نابی ها، اودیلون ردون، ویلیام دگوو د نانکس، فرناند خنوپف، یان توروپ، گوستاو کلیمت، ادوارد مونک

گروه صفر

Zero Group

گروه زیرو مجموعه‌ای از هنرمندان بود که در دهه ۱۹۵۰ از آلمان سرچشمه گرفتند و بعداً به سایر کشورهای اروپایی گسترش یافتند. این هنرمندان به رهبری هاینز ماک، اتو پین و گونتر اوکر به دنبال فاصله گرفتن از جنبش‌های سوبژکتیو پس از جنگ مانند هنر انفورمل فرانسوی و تاچیسم بودند. هدف اصلی آنها خلق هنری متمرکز بر مواد مورد استفاده و محیطی بود که آن مواد در آن وجود داشتند و از تاکید بر بیان فردی هنرمند کاسته شد. در عوض نور و فضا را در آثار خود در اولویت قرار دادند.

دوره کلیدی: ۱۹۵۷-۱۹۶۶
منطقه اصلی: آلمان
موضوعات مرکزی: نور، فضا، مشارکت
هنرمندان برجسته: هاینز مک، اتو پینه، گونتر اوکر، ایو کلاین، پیرو مانزونی، لوسیو فونتانا، یایو کوساما، ژان تینگولی

منابع

artland

britannica

britannica(1)

britannica(2)

britannica(3)

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
www.novin.com
مقالات پیشنهادی سایوتک
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

سبک ها و جنبش های مشهور هنری جهان

فهرست